Check out the Latest Articles:

Friday, August 27, 2010

Links to this post

شب قشنگیه ..ماه هم در آسمان می درخشه ..
به نظرم زندگی مفهوم ساده ای داره و اون هم سخت نگرفتن و شاد بودنه...لبخند زدن و فکر کردن و ساده بودن و وابسته نبودن به هیچ..
ساده بودن در این دوره زمونه واقعا خطرناکه ..وبه نظرم نمیشه همیشه لبخند داشت
برای همین از ارتباط با کودکان لذت می برم ..
چون در مفقابلشون باید خالص باشی و شاد و مثل خودشون لبخند بزنی ..جالبه اگر کودکی در نزدیکمون باشه تمام سعی و تلاشمون رو میکنیم تا بخنده و صدای خنده اش رو بشنویم و از خنده اش ما هم لبخند بزنیم..چرا دیدن لبخند بچه اینقدر دلنشینه و چرا در مورد خیلی از آدم ها این حسو نداریم ؟ تمام حالات یک کودک حقیقیه !وقتی دردش میاد .وقتی می ترسه و وقتی شاده و..برای اون همه چیز آشکاره و دلیلی هم نمیبینه که پنهانش کنه .و اصلا انتظار هم نمیره که کودکی احساساتشو پنهان کنه.
نمیدونم چرا وقتی آدم سنش بالا میره یاد میگیره که نقاب بزنه نه فقط یک نقاب بلکه چندین عدد .فاصله ی روح و دل کجا و صورت حقیقی کجا .ای کاش کمی خالص تر بودیم ...

چیز هایی هست که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پر از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه ی برگی در آب
چه درونم تنهاست

---------------------------------------------------------
There are thing that I dont know
If i pull out a tuff of grass I'll die,that I know.
I fly all the way to the pinnacle,I am all wings.
I can see my way in the dark ,I am a lantern..
I am all light and sands
and trees and foliage.
I am a road,a bridge,a river,waves.
I am full of the reflection of a leaf in water:
Oh how lonely I feel inside.

Saturday, August 21, 2010

Links to this post

Getting close to the end of summer makes me unhappy since I hadn't got the chance to climb Damavand mountain.
I had lots of dream about it..oopps !
Sometime it is not the same as we want !Noway I hope for it !
One day I will feet on your hard stone body! yeah!!


I am practicing on my English examination almost everyday.I like it..I like working on my English.

Wishing for great days

Friday, August 20, 2010

Links to this post


کم و بیش به شرایط روزه داری عادت کردم و حسابی خونه نشین شدم.حتی تمرینات ورزشیم رو هم در خونه انجام میدم و کمتر بیرون می رم.عجب حال و هوای قشنگی داره این ماه صرف نظر از کبود شدن از فرط کمبود انرژی در ساعات آخر روز ..!!سفره های افطار واقعا برای من پر معنا هستند و بازم خدا رو شکر میگم که می تونم در کنار خانواده ام کنار این سفره باشم.طفلک مادرم !یا مشغول درست کردن سحریه یا افطاری!و انگار هرچه تلاش میکنم ازکارهاش کم کنم از خستگی هاش کم نمیشه که نمیشه
دیروز که برای خوردن سحری بیدارم کرد ..حسابی گیج خواب بودم و توی تاریکی کلی به در و دیوار خوردم و به این فکر میکردم که مادرم با چه زحمتی ما رو بیدار می کنه و اصلا خواب به چشماش نمیاد و ..و در حالیکه از اتاق بیرون می اومدم مامان دوباره اومد تو اتاق و بهم گفت نگاه کرد و گفت چرا بلند نمیشی ؟؟ !!
و من همینطور متعجب به تخت خالیه خودم نگاه می کردم !

خلاصه هر سحر ما خاطره ای برای خودش داره..!

Friday, August 13, 2010

Links to this post

Well
It's been such a long time that I didn't write anything !
But the point it what has happened in this period was so charming!
First I started rock climbing and now bouldering is my favorite sport.I dont know how I became a fan of such sport but I could say everything has happened by accident.So I practice it about one hour every day .And it gaves me such a strong energy and power .And i like it so much
Mental thinking ,technical acting and physically behavior have the same part in this sport.So it's a completed one!!